ورطه (۱۹۱۰)

    


«ورطه» (Afgrunden) یا با آن نامی که در آمریکا اکران شد، «زن همیشه بها می‌پردازد»، فیلمی‌ست صامت و از نخستین محصولات قابل‌توجه سینمای نوپا و سرزندۀ دانمارک در آن سال‌های دور: ۱۹۱۰، ۴ سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول. هر چند وقوع جنگ جهانی اول، از نفوذ هر چه بیشتر سینمای دانمارک در بازارهای جهانی جلوگیری کرد، اما «ورطه» پیش از این رخداد توانست به یکی از محبوب‌ترین آثار آن سال‌ها تبدیل شود. بخش اعظمی از موفقیت فیلم را باید پای بازیگر نقش اول آن، یعنی «آستا نیلسِن» نوشت که در این فیلم، هنرنمایی‌ای متفاوت و طبیعی‌تر از دیگر نقش‌آفرینی‌های بازیگران هم‌دورۀ خود ارائه کرده است. آستا نیلسن پس از نمایش گستردۀ «ورطه»، به ستاره‌ای نوظهور تبدیل شد و چندی بعد به همراه همسرش اوربان گاد، که کارگردانی «ورطه» را نیز بر عهده داشت، عازم آلمان شد. نیلسِن در خاک آلمان، همانطور که بوردول و تامسون در «تاریخ سینما» اشاره می‌کنند، به یکی از ستون‌های صنعت سینمای آن کشور تبدیل شد:

«ورطه»باعث شهرت ناگهانی بازیگر زن اصلی‌اش آستا نیلسن شد. آستا نیلسن هم مانند مکس لیندر [، بازیگر شهیر فرانسوی،] یکی از نخستین ستارگان بین‌المللی سینما بود. او موسیَه و لاغراندام بود و با چشمان بزرگ و نگاه نافذش، از زیبایی نامتعارفی بهره می‌برد. نیلسن غالباً نقش زنانی را بازی می‌کرد که شکست عشقی می‌خوردند: آنان که به دست مردان اغوا می‌شدند و دست آخر تنها می‌ماندند، و یا زنانی که در راه خوشبختی مردی که دوستش می‌داشتند، خود را فدا می‌کردند.
نیلسن استعداد کمدی هم داشت و با این که در تئاتر آموزش دیده بود، اما از نخستین بازیگرانی بود که گویی سبک بازیگری‌اش هیچ مدیون تئاتر نبود. نیلسن سپس برای کار به آلمان رفت و در آن‌جا به یکی از ستون‌های صنعت سینمای آن کشور تبدیل شد.

امروزه «ورطه» را بیش از هر چیز با صحنۀ رقص بی‌پرده و شورانگیز آستا نیلسن می‌شناسند، اما «ورطه» فراتر از هنرنمایی پرشور نیلسن، قصه‌ای‌‌ست تراژدیک که از دیگر هم‌قطاران خود روایت پیچیده‌تری را به تصویر می‌کشد و طبق معیارهای زمانه‌اش، در این راه موفق است.


زیرنویس این فیلم رو از روی ترجمۀ انگلیسی و با نگاه به متن اصلیِ دانمارکی تهیه کرده‌م. ترجمۀ انگلیسی در اواخر کار، به‌خوبی از پس بازگردانی دوپهلویی میان‌نویس‌ها بر نیومده، و ترجمه‌ای بیشتر متمایل به برداشتِ عینی ارائه داده که منجر به خوانش سطحی‌تری از اثر می‌شه. مشخصاً خطوطی که درونشون از «حساب» و «پرداخت بها» حرف به میون می‌آد. من در ترجمۀ فارسی تلاش کرده‌م این نقیصه رو برطرف کنم. امیدوارم موفق بوده باشم.


اینو مهر ۹۸ دیدم و فردا‑پس‌فرداش هم رفتم ترجمه‌ش کردم. توی نگاه اول ارتباط با اثر برام سخت بود. اما به دلایلی شخصی‑آموزشی تا آخر نشستم و دیدمش. غیر از این، به‌شخصه عادت هم ندارم فیلمی رو نیمه‌کاره به حال خودش رها کنم. بگذریم…
داستان در سطح و روی کار، آبکی و دم‌دستی به نظر می‌آد و توی ذوق بینندۀ امروزی می‌زنه، اما اگه به موقعیت فیلم در زمانۀ خودش فکر کنیم و تلاشی که در اون برهه با دانش محدود زبان سینمایی داشته رو در نظر بگیریم، بیشتر به ارزش بالای اثر واقف می‌شیم. «ورطه» از لحاظ تکنیک‌های سینمایی همچین آش‌دهن‌سوزی نیست، اما از لحاظ روایی یکی از پیچیده‌ترین و تا حدی بلندپروازانه‌ترین نمونه‌ها در دورۀ تثبیت و تحکیم قواعد فیلم‌های داستانگو و روایی به حساب می‌آد؛ «ورطه» بدون میان‌نویسیِ گفت‌وگوهای مستقیم بین شخصیت‌ها، روایت رو جلو می‌بره، و مثل بیشتر فیلم‌های هم‌دوره، از جایگاه دانای کل بیننده رو از موقعیت‌های مکانی و گاه زمانی آگاه می‌کنه، از ماهیت وقایع و حالات روحی شخصیت‌ها خبر می‌ده، و در آخر سیر روایت رو تفسیر و پیشگویی می‌کنه. اما «ورطه» با وجود محدودیت‌های زبان سینما در اون زمانه، دست به خلق شخصیت زن پیچیده‌ای می‌زنه که بر خلاف اغلب آثار اون دوره، تک‌بعدی، مصنوعی و بی‌هویت به چشم نمی‌آد.

درسته که انگار سایۀ تقدیر، روی سراسر فیلم افتاده و بختِ همه رو به سیاهیه و همه محکوم به پایانی تراژدیکن، اما این وسط، خودِ شخصیت‌ها هستن که دست به انتخاب می‌زنن. فیلم توجه ما رو به سمت مفاهیم تقدیر و سرنوشت می‌بره، ولی شخصیت‌ها آگاهانه مسیرها رو انتخاب می‌کنن، و این به پیچیدگی هر چه بیشتر قصه ختم می‌شه. درسته که دست تقدیر با یک اتفاق، یعنی برخورد دختر و مرد در قطار شهری باعث آشنایی این دو شد، اما این مرد –که بعدها با نام کِنود می‌شناسیمش– بود که مصرانه به دنبال دختر رفت و خواستار آشنایی بیشتر با اون شد. درسته که تقدیر دستۀ سیرک و به دنبالش رادولفِ گاوچرون رو سر راه دختر گذاشت، ولی این خود دختر بود که برای دیدار دوبارۀ رادولف تلاش کرد. در انتهای فیلم، تقدیر باری دیگه کِنود و دختر –با نام ماگدا– رو سر راه هم قرار می‌ده و فرصتی برای از سرگیری رابطۀ قبلی این دو پیش می‌آره، اما این خود ماگداست که بی‌توجه به رفتار سبک‌سرانۀ رادولف، دوباره به آغوشش برمی‌گرده.
با درک بهتر نقش تقدیر، و جایگاه خود شخصیت‌ها در شکل‌گیری سرنوشت زندگی‌شون، صحنۀ رقصِ شهوت‌انگیز ماگدا و رادولف، معنایی خارج از جذابیت‌های ظاهری پیدا می‌کنه. رادولف با دست‌های بسته وسط صحنه گرفتار دورهای ماگداست، و ماگدا با چرخش‌های چندگانه، مثل مجنونی به دور رادولف می‌گرده؛ انگار سرنوشتِ این دو به هم گرهی کور خورده و بالاخره جایی، در یک نقطه‌ای از هم باز یا پاره می‌شه.


در سال ۲۰۰۴، بنیاد فیلم دانمارک دست به احیای دوباره و دیجیتالی این فیلم زد، و در اختیار عموم قرارش داد. کیفیت‌های مختلف و گوناگونی که توی فضای اینترنت دست‌به‌دست می‌شه، همگی کپی‌هایی کم‌کیفیت از نسخۀ انتشاریِ بنیاد فیلم دانمارک هستند. در این‌جا می‌تونید بهترین کیفیت موجود از این نسخه رو بگیرید:

[Afgrunden.AKA.The.Abyss.1910.DVDRip.Fa.srt [subscene Afgrunden.1910.DVDRip.mkv